این چهار سال بدون وجودت نمیدونم به چه امیدی زندگی کردم
هنوز هم نبودنت و باور نمی کنم
این برگه تقویم نبودنت رو به رخم میکشه
22 شهریور برام اون خاطرات تلخ و زنده می کنه

وقتی تو نیستی دیدگان منتظرم برای همیشه بارانی خواهد شد
و مرغ عشق تنهایی برای همیشه خواندن را از بین میبرد
وقتی تو نیستی هنگام گریه كردنم سر بر شانه های چه كسی بگذارم؟

تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمانی یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !
فریدون مشیری
این مزار مادر است.
بر جمیع مادران روزگار
او سرور است.
پاره جان و تن است
این خفته در خاک سیاه
تا ابد چشمان ما
در انتظار مادر است.

آه چه لذتی دارد گریستن
وقتی که انسان دست هایش را
بر گردن یک دوست می آویزد
و بغض دلش را خالی می سازد
های با تو ام تنهایی
من دستان خویش را بر گردن چه کسی آویزم
من دستان خویش را بر گردن چه کسی آویزم
تبلیغات

















